محمد على مجاهدى

349

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

هله‌اى معنى غيرت ! پسر شير خدا ! * شايد از لطف نوازى تو عبيد و چاكر بندهء خويشتنم دان كه كنم فخر به دهر * در بر خويشتنم خوان چو كنم رخت به در سخت درمانده گرفتار جهان است ( حكيم ) * اى خداوند حكيمان ! تو به سويش بنگر من كه باشم كه كنم مدح تو اى شاه شهيد ؟ ! * مات در وصف صفاتت همه افهام و فِكَر تا خداوند خدايى كند اندر دو جهان * تا به فضلش همه محتاج ، صغير و اكبر دشمنانت همه در نار ، مخلَّد به عذاب * دوستانت همه در جنت و جنب كوثر مادح و ذاكرت اى شاه ! مُخَلَّع ز رسول * قاتل و حاسد و بدخواه ، مخلّد به سقر « 1 » 20 . هاشم شيرازى ( سدهء سيزدهم هجرى ) زندگينامه نامش محمد هاشم ، تخلص شعرىاش « هاشم » و از شعراى سدهء سيزدهم هجرى است . از تاريخ تولد و درگذشت او اطلاعى نداريم . شيخ مفيد ( داور ) در شرح حال او نگاشته است : « هاشم شيرازى : الحاج شيخ محمد هاشم ، برادر كهتر امام جمعه و جماعت : شيخ ابو تراب كه معروف هر ديار بوده ، و خود شيخ مذكور نيز امامت جماعت مىنمود و در وقتى كه برادر مهتر او به تهران رفت ، چندى به جاى برادر نماز جمعه مىكرد ، و از اهل علم مىبود و اشعار در مراثى و غيرها دارد ، و چون متصلب در امر به معروف و نهى از منكر بود ، بعضى از اجلاف اشعارى چند از زبان او ساخته و در جهان منتشر كردند . . . . » « 2 » سبك شعرى هاشم شيرازى به دو زبان فارسى و عربى شعر مىسروده و در زمرهء شاعران ذو اللسانين است . در تذكرهء مرآة الفصاحه نمونه‌هايى از شعر عربى و فارسى او آمده است ، « 3 » و از شيوهء بيانى اشعار فارسى او پيدا است كه در سبك عراقى طبع‌آزمايى مىكرده .

--> ( 1 ) . همان ، ص 274 تا 279 . ( 2 ) . تذكرهء مرآة الفصاحه ، ص 704 . ( 3 ) . همان ، ص 704 و 705 .